30 عبارت واقعی و کاربردی برای صحبت درباره غذا به زبان انگلیسی بدون حفظ کردن
غذا همیشه یکی از جذابترین موضوعات مکالمات روزمره بوده و صحبت کردن درباره آن یکی از روشهای عالی برای تقویت مهارت مکالمه انگلیسی است. یکی از بهترین روشها برای تسلط بر زبان، تمرکز روی موضوعات خاص مانند غذا است، چرا که به شما کمک میکند از اصطلاحات و واژگان مناسب بهدرستی استفاده کنید.
چه در رستوران باشید چه در مهمانی، دانستن عبارات مرتبط با غذا و طعم آن به شما اعتمادبهنفس بیشتری در مکالمات میبخشد. در این مقاله، ۳۰ روش ساده و مؤثر برای صحبت درباره غذا به زبان انگلیسی را مرور میکنیم که میتواند مهارت مکالمه شما را به سطح بالاتری برساند.
آمادهاید؟ شروع کنیم!
در ادامه میخوانید:
- عبارتهای انگلیسی برای بیان طعم غذا
- اصطلاحات انگلیسی درباره رژیم غذایی
- عبارتهای انگلیسی کاربردی و روزمره برای صحبت درباره غذا به زبان انگلیسی
- چگونه روش پخت مرغ را به انگلیسی بیان کنیم؟
- روشهای مختلف پخت تخممرغ و یادگیری غذا به انگلیسی
- اهمیت عبارات مربوط به غذا برای زبانآموزان انگلیسی
- سخن پایانی
عبارتهای انگلیسی برای بیان طعم غذا
یادگیری عبارات انگلیسی درباره غذا یکی از مهارتهای کلیدی برای صحبت درباره غذا به زبان انگلیسی و داشتن مکالمات روزمره طبیعی و روان است. در این بخش با اصطلاحات و جملات کاربردی آشنا میشوید که به شما کمک میکند طعم غذاها را بهدرستی و با دقت توصیف کنید.
اگر میخواهید مهارتهای مکالمه انگلیسی خود را به طور کامل تقویت کنید، روشهای ساده و مؤثر را در این راهنمای کوتاه برای تقویت مکالمه انگلیسی ببینید و نکات مهم آن را در مکالمات روزمره به کار ببرید.
| عبارت / کلمه انگلیسی + ترجمه فارسی | توضیحات | مثال | |
| 1 |
Tastes great خیلی خوشمزه است! |
این عبارت برای توصیف غذاهایی که خوشمزه هستند، به کار میرود. |
I’m so glad I ordered this pizza—it tastes great! خیلی خوشحالم که این پیتزا را سفارش دادم – خیلی خوشمزه است! |
| 2 |
Really good خیلی خوب! |
یک جایگزین مناسب برای «delicious (خوشمزه)» است. |
Have you tried the chocolate cake? It’s really good! آیا کیک شکلاتی را امتحان کردهاید؟ خیلی خوب است! |
| 3 |
Wow, [this food] is amazing وای، [این غذا] شگفتانگیز است! |
برای بیان تعجب از طعم یک غذا که فراتر از انتظار شماست، استفاده میشود. |
Wow, this pasta salad is amazing! وای، این سالاد پاستا شگفتانگیز است! |
| 4 |
Yummy خوشمزه |
عبارتی غیررسمی برای بیان اینکه غذایی طعم خوبی دارد. |
This cheesecake is really yummy. I’m going for another slice. این چیزکیک واقعاً خوشمزه است. من یک تکه دیگر میخورم. |
| 5 |
Flavorful لذیذ |
برای توصیف غذایی با طعم و بوی خوشمزه و غنی به کار میرود. |
I love how flavorful this soup is with all the fresh herbs and vegetables in it. من عاشق این سوپ با تمام سبزیجات و گیاهان تازه هستم، چقدر لذیذ است. |
| 6 |
Mouth-watering دهان آب میافتد |
برای توصیف غذایی که طعم خوبی ندارد، نمیتوانید بیادبانه واکنش نشان دهید و مثلاً بگویید «ای وای!»، چون ممکن است به میزبان یا آشپز توهین کنید. |
His mom makes such mouth-watering cakes that I just can’t wait to go over to his house tonight. مادرش کیکهایی درست میکند که دهانم آب میافتد و نمیتوانم صبر کنم تا امشب به خانهاش بروم. |
| 7 |
This [food] is too [flavor] for me. / This taste is too [flavor] for my taste این [غذا] برای من خیلی [طعم را بگویید] است. |
این یک روش مودبانه برای توضیح این است که شما غذا را دوست ندارید، بدون اینکه آشپز را مقصر بدانید. فقط برای شما مناسب نیست. |
This cake is so moist! It’s just too sweet for my taste. این کیک خیلی نرم است! فقط برای من خیلی شیرین است. |
| 8 |
…It could use a little more / It could use a little less میتواند کمی بیشتر / کمتر باشد… |
از این عبارت استفاده کنید تا بگویید که اگر طعم ها متفاوت بودند، غذا را بیشتر دوست داشتید. |
This chicken is too spicy. It could use a little less chili sauce. این مرغ خیلی تند است. میتواند کمی کمتر سس چیلی داشته باشد. |
| 9 |
This tastes different. I think I prefer [something else]
این طعم متفاوت است. فکر میکنم [چیز دیگری] را ترجیح میدهم. |
اگر چیزی طعم جدید یا ناآشنایی دارد، می توانید مودبانه نام یک غذای دیگر را که ترجیح می دهید یا بیشتر دوست دارید، بگویید. |
This tiramisu tastes different. I think I prefer the chocolate cake. این تیرامیسو طعم متفاوتی دارد. فکر میکنم کیک شکلاتی را ترجیح میدهم. |

آیا تا به حال خواستهاید بتوانید بهراحتی به صحبت درباره غذا به زبان انگلیسی بپردازید و در مکالمات روزمره بدرخشید؟
با شرکت در کلاس آنلاین زبان انگلیسی، نه تنها مهارتهای گفتاری خود را در محیطی دوستانه و تعاملی تقویت میکنید، بلکه یاد میگیرید چگونه از عبارات و اصطلاحات کاربردی درباره غذا، فرهنگ و موضوعات روزمره به صورت طبیعی استفاده کنید.
همین امروز تجربهای متفاوت از یادگیری زبان را آغاز کنید و مهارت خود را به سطحی برسانید که حتی در مکالمات واقعی اعتمادبهنفستان دو برابر شود!
اصطلاحات انگلیسی درباره رژیم غذایی
یادگیری صحبت کردن درباره غذا به انگلیسی به شما این امکان را میدهد که درباره عادات تغذیهای خود یا دیگران با اعتمادبهنفس و روان گفتگو کنید.
در این بخش، با اصطلاحات کاربردی مرتبط با انواع رژیمهای غذایی آشنا میشوید تا مکالمات روزمرهتان طبیعیتر و مؤثرتر باشد.
| عبارت / کلمه انگلیسی + ترجمه فارسی | توضیحات | مثال | |
| 1 |
Vegetarian گیاهخوار |
اگر گیاهخوار هستید، رژیم غذایی شما شامل فقط سبزیجات، میوهها و مواد غیر گوشتی مانند توفو، آجیل و غیره خواهد بود. |
I’ve been a vegetarian for a year and I don’t even miss eating meat at all. من یک سال است که گیاهخوار شدهام و اصلاً دلم برای خوردن گوشت تنگ نمیشود. |
| 2 |
Vegan وگان |
وگان شبیه به گیاهخوار است، اما وگان لبنیات یا هر محصولی از حیوانات، مانند عسل، نمیخورد. |
Every week, my friend and I try a new vegan recipe. هر هفته، من و دوستم یک دستور پخت جدید وگان را امتحان میکنیم. |
| 3 |
Flexitarian فلکسیترین |
فلکسیترینها مقدار کمی گوشت در رژیم غذایی خود مصرف میکنند، اما به طور کامل آن را حذف نمیکنند. این رژیم انعطافپذیر است و بهجای حذف کامل گوشت، مصرف آن را محدود میکند. |
While my best friend is a flexitarian, she will always choose a vegetarian option when we eat out. در حالی که بهترین دوستم فلکسیترین است، او همیشه گزینه گیاهخواری را وقتی بیرون غذا میخوریم انتخاب میکند. |
| 4 |
Trying to lose weight تلاش برای کاهش وزن |
اگر در حال تلاش برای کاهش وزن هستید، یعنی در تلاش هستید تا لاغرتر شوید. |
I usually just have a salad for lunch because I’m trying to lose weight. من معمولاً فقط برای ناهار سالاد میخورم چون دارم سعی میکنم وزنم را کم کنم. |
| 5 |
Low-carb diet رژیم کربوهیدرات کم |
کلمه «carb» کوتاه شده «carbohydrate» است. رژیم کربوهیدرات کم شامل خوردن کمتر غذاهای غنی از کربوهیدرات مانند نان، پنکیک و کوکیها است. |
That strawberry muffin looks tempting, but I’m on a low-carb diet. آن مافین توتفرنگی وسوسهانگیز به نظر میرسد، اما من در رژیم کربوهیدرات کم هستم. |
| 6 |
A balanced diet رژیم متعادل |
بیشتر مردم سعی میکنند رژیم متعادلی داشته باشند که شامل خوردن از هر یک از گروههای اصلی غذایی مانند غلات، سبزیجات، میوه ها، لبنیات و گوشت است. |
To stay healthy, I go to the gym, cycle to work and eat a balanced diet. برای سالم ماندن، به باشگاه میروم، با دوچرخه به محل کار میروم و رژیم متعادلی دارم. |

عبارتهای انگلیسی کاربردی و روزمره برای صحبت درباره غذا به زبان انگلیسی
عادتهای غذایی بخش مهمی از مکالمات روزمره هستند. در این بخش، یاد میگیرید چگونه با عبارات کاربردی درباره غذا به انگلیسی بهراحتی درباره آنچه معمولاً میخورید صحبت کنید و مهارت مکالمه خود را بهبود ببخشید.
| عبارت / کلمه انگلیسی + ترجمه فارسی | توضیحات | مثال | |
| 1 |
Fast food فست فود |
فست فود به سرعت در رستورانهایی مانند مکدونالد یا چیکفیلای سرو میشود. معمولاً یک وعده غذایی با همبرگر یا ساندویچ، سیبزمینی سرخکرده و نوشابه است. |
When I’m busy with school, I usually end up eating fast food. وقتی با مدرسه مشغول هستم، معمولاً فست فود میخورم. |
| 2 |
Home-cooked meal غذای خانگی |
غذای خانگی وعدهای است که در خانه پخته میشود و بسیاری از افراد دوست دارند بعد از یک روز کاری یا تحصیلی به آن برسند. |
Whenever I get home early from work, I make myself a nice home-cooked meal. هر وقت زود از کار به خانه میرسم، یک غذای خانگی خوب برای خودم درست میکنم. |
| 3 |
One-pot meal غذای یک قابلمهای |
غذای یک قابلمهای به معنای دقیق آن است؛ تمام مواد مانند گوشت و سبزیجات در یک قابلمه با هم پخته میشوند تا وعدهای ساده و آماده برای خوردن فراهم شود. |
If I’m too tired to cook, I just make a quick and easy one-pot meal. اگر خیلی خسته باشم که آشپزی کنم، فقط یک غذای سریع و آسان یک قابلمهای درست میکنم. |
| 4 |
Microwave meal غذای مایکروویوی |
اگر عجله دارید یا به دنبال وعدهای سریع هستید، میتوانید از غذای مایکروویوی استفاده کنید. این نوع غذا آماده است و با قرار دادن در مایکروویو به سرعت پخته میشود. |
Before he learned to cook, he used to always buy microwave meals from the grocery store. قبل از اینکه آشپزی یاد بگیرد، همیشه از فروشگاه مواد غذایی غذای مایکروویوی میخرید. |
| 5 |
Dessert دسر |
دسر یک غذای شیرین است، مانند شیرینی یا بستنی، که در پایان وعده غذایی سرو و خورده میشود. |
My grandma makes amazing cookies, cakes and pies. مادربزرگم کوکیها، کیکها و پایهای شگفتانگیزی درست میکند. |
| 6 |
To have a sweet tooth شیرینیجات دوست داشتن |
آیا از خوردن شیرینیها لذت میبرید؟ پس احتمالاً دندان شیرینی دارید! این عبارت به علاقه به غذاهای شیرین اشاره دارد. |
I’ll admit I have a sweet tooth because I can never say no to cakes. اعتراف میکنم که خیلی شیرینیجات دوست دارم چون هرگز نمیتوانم به کیکها نه بگویم. |
| 7 |
To eat healthy سالم خوردن |
سالم خوردن به سادگی به معنای انتخاب غذاهایی است که برای سلامتی شما مفید هستند. |
No matter how busy I am, I try to eat healthy and exercise every day. مهم نیست که چقدر سرم شلوغ است، سعی میکنم هر روز سالم بخورم و ورزش کنم. |

چگونه روش پخت مرغ را به انگلیسی بیان کنیم؟
در انگلیسی، اصطلاحات متنوعی برای صحبت درباره غذا به زبان انگلیسی و توصیف روشهای مختلف پخت مرغ وجود دارد. از سرخشده تا کبابی، این بخش به شما کمک میکند این عبارات را بهطور طبیعی یاد بگیرید و در مکالمات روزمره خود با اعتمادبهنفس استفاده کنید.
| عبارت / کلمه انگلیسی + ترجمه فارسی | توضیحات | مثال | |
| 1 |
Fried or deep-fried سرخ شده یا سرخ شده با روغن زیاد |
مرغ سرخشده به مرغی گفته میشود که در روغن داغ غوطهور میشود. برخلاف سرخکردن معمولی که با روغن کمتری انجام میشود، این روش معمولاً فقط به عنوان «مرغ سرخشده» شناخته میشود. |
I can’t think of anything I like better than fried chicken, can you? نمیتوانم به چیزی فکر کنم که بیشتر از مرغ سرخ شده دوست داشته باشم، شما چطور؟ |
| 2 |
Grilled کبابی |
مرغ کبابی با پختن گوشت به طور مستقیم روی گریل گرم تهیه میشود. |
I think I’ll invite my friends over for some grilled chicken this weekend. فکر میکنم این آخر هفته دوستانم را برای مرغ کبابی دعوت کنم. |
| 3 |
Roast برشته |
مرغ برشته معمولاً به مرغی اشاره دارد که در فر پخته (یا برشته) میشود. |
After talking to my family, we decided to surprise my grandpa for Father’s Day with roast chicken. بعد از صحبت با خانوادهام، تصمیم گرفتیم برای روز پدر پدربزرگم را با مرغ برشته که غذای مورد علاقهاش است، غافلگیر کنیم. |
| 4 |
Crunchy ترد |
مرغی که به خوبی سرخ شده، ترد و خوشمزه است و هنگام گاز زدن صدای دلپذیری میدهد. این تردی به دلیل سرخ شدن مناسب مرغ ایجاد میشود. |
That fried chicken I had for lunch was so crunchy and yummy. آن مرغ سرخ شدهای که برای ناهار خوردم خیلی ترد و خوشمزه بود. |

روشهای مختلف پخت تخممرغ و یادگیری غذا به انگلیسی
پختن تخممرغ به روشهای مختلف بخش مهمی از مکالمات غذایی است. در این بخش، با اصطلاحات کاربردی برای انواع پخت تخممرغ آشنا میشوید تا بتوانید صحبت درباره غذا به زبان انگلیسی را طبیعی و روان انجام دهید و ترجیحات غذایی خود را بهراحتی بیان کنید.
| عبارت / کلمه انگلیسی + ترجمه فارسی | توضیحات | مثال | |
| 1 |
Scrambled خاگینه |
تخممرغهایی که با هم زدن و مخلوط کردن آنها در حین پخت تهیه میشود. |
I usually make scrambled eggs for breakfast because they’re so easy. من معمولاً برای صبحانه خاگینه درست میکنم چون خیلی آسان است. |
| 2 |
Poached عسلی |
تخممرغ عسلی با پختن جزئی آن در آب جوش تهیه میشود. در این حالت، سفیده نرم باقی میماند و زرده کامل قابل مشاهده است. این روش پخت به تخممرغ بافت لطیف و جذابی میبخشد. |
I’ve never had a poached egg but I’d sure like to try it. من هرگز تخممرغ عسلی نخوردهام اما دوست دارم امتحان کنم. |
| 3 |
Sunny-side up نیمرو |
نیمرو به تخممرغی گفته میشود که تنها از یک طرف سرخ شده و زردهاش در وسط قرار دارد. این نوع تخممرغ ظاهری شبیه خورشید دارد و معمولاً در صبحانه سرو میشود. |
The only way my son will eat eggs is if I make them sunny-side up. تنها راهی که پسرم تخممرغ میخورد این است که آنها را نیمرو کنم. |
| 4 |
Boiled آبپز |
تخم مرغ آبپز تخم مرغی است که در آب بسیار داغ (جوش) پخته شده است. |
On the weekend, I usually have a boiled egg for breakfast. در آخر هفته، معمولاً برای صبحانه یک تخممرغ آبپز میخورم. |

اهمیت عبارات مربوط به غذا برای زبانآموزان انگلیسی
چرا یادگیری عبارتهای غذایی برای زبانآموزان اهمیت دارد؟ و چرا مردم همیشه درباره غذا صحبت میکنند؟
جواب ساده است: غذا جهانی است و همه روزانه با آن سروکار دارند. افراد دنبال غذاهای خوشمزه، سالم و بهترین مکانها برای خوردن هستند. پس جای تعجب نیست که صحبت کردن درباره غذا به زبان انگلیسی همیشه جذاب است.
💥 دلایل محبوبیت موضوع غذا در مکالمات:
-
صحبت کردن درباره غذا ممکن است سالمترتان کند، طبق گفته The Daily Meal.
-
غذا از فرهنگی به فرهنگ دیگر منتقل میشود، همانطور که سرآشپز برنده جایزه مارکوس ساموئلسون در HuffPost اشاره کرده است.
هر فرهنگ آشپزی خاص خود را دارد و این تنوع، تجربه سفر و یادگیری را جذابتر میکند. -
لذت بردن از مناظر و صداها، و تجربه ماجراجوییهای غذایی جدید
-
فرصتهای اجتماعی – ملاقات با مردم، ایجاد دوستی، بحث درباره رستورانها و دستورهای پخت
👈🏻 برای زبانآموزان، این یعنی فرصتی عالی برای تقویت مهارتها:
-
صحبت کردن درباره غذا به زبان انگلیسی
-
استفاده طبیعی از غذا به انگلیسی در مکالمات روزمره
- شناخت فرهنگها و تجربه آشپزی جهانی
میخواهید مهارت خود را همین امروز ارتقا دهید؟ این ویدئو میتواند شروع فوقالعادهای برای یادگیری واژگان غذایی و عبارات پرکاربرد باشد!
سخن پایانی
امیدوارم در این مقاله برخی از واژگان و عبارتهای مفید را یاد گرفته باشید که اعتماد به نفس شما را در بحثهای مربوط به غذا در زبان انگلیسی افزایش میدهد. به یاد داشته باشید، هرچه بیشتر تمرین کنید، طبیعیتر به نظر خواهید رسید.
برای یادگیری سریعتر از هرکدام شروع کنید👇
غزال بنیادی
2,826 کلاس موفق
شروع از 255,000 تومان
زهرا خادمی
1,219 کلاس موفق
شروع از 200,000 تومان
محمد صدیق زرنگه
1,567 کلاس موفق
شروع از 570,000 تومان
سارا برومندمنش
530 کلاس موفق
شروع از 260,000 تومان
سید سعید موسویان
3,688 کلاس موفق
شروع از 350,000 تومان
مرسده بیگدلی
1,516 کلاس موفق
شروع از 285,000 تومان
ریحانه کریمی
379 کلاس موفق
شروع از 250,000 تومان
امیرحسین شیری
1,369 کلاس موفق
شروع از 260,000 تومان
اسما مهرابی
328 کلاس موفق
شروع از 265,000 تومان
نیلوفر مرادی
948 کلاس موفق
شروع از 500,000 تومان