کلاس آنلاین زبان انگلیسی با 250 مدرس برتر در هایتاکی، بهترین پلتفرم آموزش زبان آنلاین جلسه آزمایشی رایگان
زبان انگلیسی

اصطلاحات جنگی به انگلیسی | 120+ واژه نظامی با معنی ساده و کاربردی

4
(4)

یادگیری اصطلاحات جنگی به انگلیسی این روزها نقل بیشتر محافل ایرانی است. نه‌تنها برای دانستن اخبار، همچنین برای ویدیوهای وایرال شده و فیلم هایی که به دستتان می رسد بسیار مهم است،این واژگان در آزمون‌های زبان و متون تخصصی هم کاربرد زیادی دارند. در این مقاله، یک لیست کامل و دسته‌بندی‌شده از واژگان جنگی/ نظامی را با معنی ساده بررسی می‌کنیم.

🪖 لیست کامل اصطلاحات جنگی به انگلیسی (با معنی)💥💣🔥

 

🛡️ پدافند (Air Defense)

پدافند یعنی مجموعه اقداماتی برای دفاع در برابر حملات دشمن، مخصوصاً از هوا.

مثلاً:

  • سیستم‌های موشکی که هواپیما یا موشک دشمن رو می‌زنن
  • رادارهایی که اهداف رو شناسایی می‌کنن

📌 به انگلیسی: Air Defense

✈️ جنگنده (Jet Fighter )

جنگنده یک نوع هواپیمای نظامیه که برای:

  • درگیری هوایی
  • رهگیری دشمن
  • یا حمله سریع

🚁 پهپاد (Drone / UAV)

پهپاد یعنی هواپیمای بدون سرنشین که از راه دور کنترل می‌شه یا خودکاره.

کاربردها:

  • شناسایی و جاسوسی
  • فیلم‌برداری
  • حمله (در بعضی مدل‌ها)

📌 به انگلیسی:

  • Drone (عمومی)
  • UAV (Unmanned Aerial Vehicle) (رسمی)

🟢 1. درجات و نیروهای نظامی (Military Ranks & Units)

🟢 1. درجات و نیروهای نظامی
(Military Ranks & Units)

  1. Word
    1

    adjutant

    Pronunciation

    /ˈædʒətənt/

    معنی فارسی: افسر دستیار

    Example

    The adjutant delivered the orders

    ترجمه مثال

    افسر دستیار دستورات را رساند

  2. Word
    2

    aide-de-camp

    Pronunciation

    /ˌeɪd də ˈkæmp/

    معنی فارسی: دستیار فرمانده

    Example

    He served as an aide-de-camp

    ترجمه مثال

    او به عنوان دستیار فرمانده خدمت کرد

  3. Word
    3

    lieutenant

    Pronunciation

    /luːˈtenənt/

    معنی فارسی: ستوان

    Example

    The lieutenant led the team

    ترجمه مثال

    ستوان تیم را هدایت کرد

  4. Word
    4

    corporal

    Pronunciation

    /ˈkɔːrpərəl/

    معنی فارسی: سرجوخه

    Example

    The corporal trained new soldiers

    ترجمه مثال

    سرجوخه سربازان جدید را آموزش داد

  5. Word
    5

    sergeant

    Pronunciation

    /ˈsɑːrdʒənt/

    معنی فارسی: گروهبان

    Example

    The sergeant gave commands

    ترجمه مثال

    گروهبان دستور داد

  6. Word
    6

    infantry

    Pronunciation

    /ˈɪnfəntri/

    معنی فارسی: پیاده‌نظام

    Example

    The infantry advanced slowly

    ترجمه مثال

    پیاده‌نظام به‌آرامی پیشروی کرد

  7. Word
    7

    cavalry

    Pronunciation

    /ˈkævəlri/

    معنی فارسی: سواره‌نظام

    Example

    The cavalry attacked

    ترجمه مثال

    سواره‌نظام حمله کرد

  8. Word
    8

    regiment

    Pronunciation

    /ˈredʒɪmənt/

    معنی فارسی: هنگ

    Example

    The regiment moved at dawn

    ترجمه مثال

    هنگ در سپیده‌دم حرکت کرد

  9. Word
    9

    chaplain

    Pronunciation

    /ˈtʃæplɪn/

    معنی فارسی: روحانی نظامی

    Example

    The chaplain supported soldiers

    ترجمه مثال

    روحانی از سربازان حمایت کرد

  10. Word
    10

    veteran

    Pronunciation

    /ˈvetərən/

    معنی فارسی: کهنه‌سرباز

    Example

    He is a war veteran

    ترجمه مثال

    او کهنه‌سرباز جنگ است

 

 

🔴 2. سلاح‌ها و تجهیزات
(Weapons & Equipment)

  1. Word
    1

    artillery

    Pronunciation

    /ɑːrˈtɪləri/

    معنی: توپخانه

    Example

    The artillery fired at night

    ترجمه

    توپخانه شب شلیک کرد

  2. Word
    2

    bayonet

    Pronunciation

    /ˈbeɪənɪt/

    معنی: سرنیزه

    Example

    The soldier fixed his bayonet

    ترجمه

    سرباز سرنیزه را نصب کرد

  3. Word
    3

    projectile

    Pronunciation

    /prəˈdʒektaɪl/

    معنی: پرتابه

    Example

    The projectile hit the target

    ترجمه

    پرتابه به هدف خورد

  4. Word
    4

    holster

    Pronunciation

    /ˈhoʊlstər/

    معنی: غلاف اسلحه

    Example

    He kept the gun in a holster

    ترجمه

    اسلحه را در غلاف نگه داشت

  5. Word
    5

    shrapnel

    Pronunciation

    /ˈʃræpnəl/

    معنی: ترکش

    Example

    Shrapnel spread everywhere

    ترجمه

    ترکش همه جا پخش شد

  6. Word
    6

    antiaircraft

    Pronunciation

    /ˌæntiˈerkræft/

    معنی: ضدهوایی

    Example

    Antiaircraft guns fired

    ترجمه

    توپ‌های ضدهوایی شلیک کردند

  7. Word
    7

    antitank

    Pronunciation

    /ˌæntiˈtæŋk/

    معنی: ضدتانک

    Example

    They used antitank weapons

    ترجمه

    از سلاح ضدتانک استفاده کردند

  8. Word
    8

    device

    Pronunciation

    /dɪˈvaɪs/

    معنی: دستگاه

    Example

    The device exploded suddenly

    ترجمه

    دستگاه ناگهان منفجر شد

 

 

🟡 3. عملیات و استراتژی
(Actions & Strategy)

  1. Word
    1

    tactics

    Pronunciation

    /ˈtæktɪks/

    معنی: تاکتیک

    Example

    Good tactics win battles

    ترجمه

    تاکتیک خوب باعث پیروزی می‌شود

  2. Word
    2

    maneuver

    Pronunciation

    /məˈnuːvər/

    معنی: مانور

    Example

    The army performed a maneuver

    ترجمه

    ارتش یک مانور انجام داد

  3. Word
    3

    reconnaissance

    Pronunciation

    /rɪˈkɑːnɪsəns/

    معنی: شناسایی

    Example

    They went on reconnaissance

    ترجمه

    آن‌ها برای شناسایی رفتند

  4. Word
    4

    ambush

    Pronunciation

    /ˈæmbʊʃ/

    معنی: کمین

    Example

    The soldiers set an ambush

    ترجمه

    سربازان کمین گذاشتند

  5. Word
    5

    bombardment

    Pronunciation

    /bɑːmˈbɑːrdmənt/

    معنی: بمباران

    Example

    The city faced bombardment

    ترجمه

    شهر بمباران شد

  6. Word
    6

    invade

    Pronunciation

    /ɪnˈveɪd/

    معنی: حمله کردن

    Example

    The army invaded the region

    ترجمه

    ارتش به منطقه حمله کرد

  7. Word
    7

    defend

    Pronunciation

    /dɪˈfend/

    معنی: دفاع کردن

    Example

    They defend their land

    ترجمه

    آن‌ها از سرزمینشان دفاع می‌کنند

  8. Word
    8

    detonate

    Pronunciation

    /ˈdetəneɪt/

    معنی: منفجر کردن

    Example

    The bomb detonated

    ترجمه

    بمب منفجر شد

 

 

🔵 4. سیاست و مفاهیم جنگ(Politics & Concepts)

  1. Word
    1

    alliance

    Pronunciation

    /əˈlaɪəns/

    معنی: اتحاد

    Example

    The alliance was strong

    ترجمه

    اتحاد قوی بود

  2. Word
    2

    ally

    Pronunciation

    /ˈælaɪ/

    معنی: متحد

    Example

    They became allies

    ترجمه

    آن‌ها متحد شدند

  3. Word
    3

    regime

    Pronunciation

    /reɪˈʒiːm/

    معنی: رژیم

    Example

    The regime collapsed

    ترجمه

    رژیم سقوط کرد

  4. Word
    4

    insurgent

    Pronunciation

    /ɪnˈsɜːrdʒənt/

    معنی: شورشی

    Example

    Insurgents attacked

    ترجمه

    شورشیان حمله کردند

  5. Word
    5

    neutrality

    Pronunciation

    /ˌnuːtræˈləti/

    معنی: بی‌طرفی

    Example

    The country stayed neutral

    ترجمه

    کشور بی‌طرف ماند

  6. Word
    6

    espionage

    Pronunciation

    /ˈespiənɑːʒ/

    معنی: جاسوسی

    Example

    Espionage is risky

    ترجمه

    جاسوسی خطرناک است

 

 

🟣 5. شرایط انسانی جنگ
(Human Aspects)

  1. Word
    1

    refugee

    Pronunciation

    /ˌrefjuˈdʒiː/

    معنی: پناهنده

    Example

    The refugee fled

    ترجمه

    پناهنده فرار کرد

  2. Word
    2

    flee

    Pronunciation

    /fliː/

    معنی: فرار کردن

    Example

    They fled quickly

    ترجمه

    آن‌ها سریع فرار کردند

  3. Word
    3

    morale

    Pronunciation

    /məˈræl/

    معنی: روحیه

    Example

    Morale was low

    ترجمه

    روحیه پایین بود

  4. Word
    4

    courage

    Pronunciation

    /ˈkɜːrɪdʒ/

    معنی: شجاعت

    Example

    He showed courage

    ترجمه

    او شجاعت نشان داد

  5. Word
    5

    struggle

    Pronunciation

    /ˈstrʌɡl/

    معنی: تقلا

    Example

    They struggled to survive

    ترجمه

    آن‌ها برای بقا تلاش کردند

 

 

⚫ 6. اصطلاحات عمومی

  1. Word
    1

    convoy

    Pronunciation

    /ˈkɑːnvɔɪ/

    معنی: کاروان

    Example

    The convoy moved slowly

    ترجمه

    کاروان آهسته حرکت کرد

  2. Word
    2

    barricade

    Pronunciation

    /ˌbærɪˈkeɪd/

    معنی: سنگر

    Example

    They built a barricade

    ترجمه

    آن‌ها سنگر ساختند

  3. Word
    3

    blockade

    Pronunciation

    /blɑːˈkeɪd/

    معنی: محاصره

    Example

    The blockade lasted weeks

    ترجمه

    محاصره هفته‌ها طول کشید

  4. Word
    4

    skirmish

    Pronunciation

    /ˈskɜːrmɪʃ/

    معنی: درگیری کوچک

    Example

    A skirmish broke out

    ترجمه

    یک درگیری کوچک رخ داد

  5. Word
    5

    logistics

    Pronunciation

    /ləˈdʒɪstɪks/

    معنی: تدارکات

    Example

    Logistics are essential

    ترجمه

    تدارکات حیاتی است

💡 نکات مهم برای یادگیری سریع این لغات

  • لغات را دسته‌بندی شده بخوانید (مثل همین مقاله)
  • با هر کلمه یک جمله بسازید
  • خبرهایی که در دستتان دارید را این بار با این کلمه ها مرور کنید
  • از فیلم‌های جنگی برای تثبیت واژگان در ذهنتان استفاده کنید
  • فلش‌کارت بسازید

❓ سوالات متداول

اصطلاحات جنگی به انگلیسی چه کاربردی دارند؟

برای درک اخبار، فیلم‌ها، کتاب‌ها و آزمون‌های زبان بسیار مهم هستند.

بهترین روش یادگیری واژگان نظامی چیست؟

دسته‌بندی، تکرار، و استفاده در جمله بهترین روش‌ها هستند.

آیا این لغات در مکالمه روزمره استفاده می‌شوند؟

بعضی از آن‌ها بله (مثل strategy یا alliance)، اما بسیاری تخصصی هستند.

🧾 جمع‌بندی نهایی

در این مقاله با یک مجموعه کاملی از اصطلاحات جنگی به انگلیسی آشنا شدید( از درجات نظامی و تجهیزات گرفته تا مفاهیم سیاسی و شرایط انسانی جنگ) این روزها در جنک اخیر ایران با کشورهای متخاصم، بسیاری از آن‌ها را در ، اخبار و فیلم‌ها و حتی مکالمات روزمره شنیده ایم. برای همین اگر واژه ای برایتان آشنا آمد بدانید که نقل محافل این روزهاست. اما خوب است معنای دقیق هر کدام را بدانید تا در جایگاه درستی از آنها استفاده کنید.

اگر این واژگان را به‌صورت دسته‌بندی‌شده، همراه با مثال و تلفظ تمرین کنید، خیلی سریع‌تر آنها را در ذهنتان حک کرده اید.

 🚀قدم بعدی ؟

یادگیری لغات به‌تنهایی کافی نیست؛
برای اینکه واقعاً بتوانید روان صحبت کنید و از این کلمات در مکالمه های انگلیسی یا حتی فارسیتان استفاده کنید، باید آن‌ها را در یک محیط واقعی تمرین کنید.

👉 در HiTalki.org می‌توانید:

  • با مدرس‌های حرفه‌ای مکالمه تمرین کنید
  • سطح خودتان را دقیق مشخص کنید
  • و مسیر یادگیری شخصی‌سازی‌شده خودتان را داشته باشید

 همین الان در کلاس‌های آنلاین HiTalki.org ثبت‌نام کن و مثل یک حرفه‌ای شروع به صحبت کردن کنید  💬🔥

 

مدرس زبان خود را انتخاب کنید

برای یادگیری سریع‌تر از هرکدام شروع کنید👇

آرش نوروزی

⭐⭐⭐⭐⭐

477 کلاس موفق
شروع از 475,000 تومان

یاسمین برادران افتخاری

⭐⭐⭐⭐⭐

1,608 کلاس موفق
شروع از 270,000 تومان

شهراد صقلا

⭐⭐⭐⭐⭐

2,081 کلاس موفق
شروع از 350,000 تومان

فرخنده شعبانی

⭐⭐⭐⭐⭐

1,308 کلاس موفق
شروع از 350,000 تومان

زهرا علیقلی

⭐⭐⭐⭐⭐

1,525 کلاس موفق
شروع از 320,000 تومان

شقایق رستمی پور

⭐⭐⭐⭐⭐

2,245 کلاس موفق
شروع از 390,000 تومان

محمد صدیق زرنگه

⭐⭐⭐⭐⭐

1,963 کلاس موفق
شروع از 700,000 تومان

سید سعید موسویان

⭐⭐⭐⭐⭐

4,386 کلاس موفق
شروع از 500,000 تومان

یلدا قادری

⭐⭐⭐⭐⭐

510 کلاس موفق
شروع از 285,000 تومان

سارا برومندمنش

⭐⭐⭐⭐⭐

1,024 کلاس موفق
شروع از 350,000 تومان

مشاهده همه مدرس‌ها 👈

این مطلب چقدر برای شما مفید بود؟

میانگین امتیازات 4 / 5. تعداد نظرات 4

هنوز امتیازی ثبت نشده. شما اولین نفر باشید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *