بهترین ترتیب یادگیری مهارتهای زبان چیست؟ از کجا شروع کنیم؟
وقتی تصمیم می گیریم یک زبان جدید یاد بگیریم، همه مان یک سوال برایمان پیش می آید: اول باید کدام مهارت را یاد بگیرم؟
گرامر یا لغت؟
Listening یا Speaking؟
باید اول بتوانم جمله بسازم و بعد صحبت کنم، یا از همان روزهای اول مکالمه را شروع کنم؟
بهترین ترتیب یادگیری مهارتهای زبان این نیست که یک مهارت را کامل کنید و بعد سراغ مهارت بعدی بروید. بهتر است از ابتدا همه مهارتها را در برنامه تان داشته باشید، اما در هر مرحله روی بعضی از آنها تمرکز بیشتر یا کمتری بگذارید.
مسیر مشخص برای شروع یادگیری زبان
در این مقاله میبینیم اگر از صفر شروع کردهاید یا در میانه مسیر هستید، چه ترتیبی میتواند منطقیتر باشد و چرا این ترتیب برای همه زبانآموزان دقیقاً یکسان نیست.
آیا برای یادگیری زبان یک ترتیب ثابت وجود دارد؟
خیر.
اگر دو زبانآموز را در یک سطح قرار دهید اما هدفهای متفاوتی داشته باشند، احتمالاً برنامه مناسب آنها هم یکسان نخواهد بود.
مثلاً کسی که میخواهد برای مهاجرت آماده شود، به مهارت مکالمه و درک گفتار روزمره نیاز زیادی دارد.
کسی که برای یک آزمون زبان آماده میشود، ممکن است مجبور باشد زمان بیشتری را به Reading و Writing اختصاص دهد.
حتی سطح زبان هم مهم است.
یک زبانآموز مبتدی ممکن است بیشتر از هر چیز به واژگان و عبارتهای پایه، تلفظ و درک جملات ساده نیاز داشته باشد؛ در حالی که یک زبانآموز سطح B2 ممکن است واژگان زیادی بداند اما هنگام صحبت کردن نتواند آنها را سریع و درست به کار ببرد.
بنابراین بهتر است به جای اینکه بپرسیم:
کدام مهارت را اول یاد بگیرم؟
سؤال دقیقتری بپرسیم:
«در سطح و شرایط فعلی من، کدام مهارت باید سهم بیشتری از زمان یادگیریام را به خود اختصاص دهد؟»
این تغییر نگاه، یکی از مهمترین نکات در برنامهریزی یادگیری زبان است.
بهترین ترتیب یادگیری مهارتهای زبان برای شروع از صفر چیست؟
اگر بخواهیم یک نقطه شروع عملی برای زبانآموزی که تقریباً از صفر شروع میکند پیشنهاد دهیم، میتوانیم این اولویت را در نظر بگیریم:
اول Listening و بعد واژگان و عبارتهای کاربردی سپس گرامر در متن و بعد Speaking همینطور Reading و در آخر writing
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
این ترتیب به معنی این نیست که باید Listening را تمام کنید و بعد لغت بخوانید یا چند ماه صبر کنید و سپس Speaking را شروع کنید.
همه این مهارتها باید به شکل تدریجی در کنار یکدیگر رشد کنند.
برای مثال، وقتی یک عبارت جدید یاد میگیرید، بهتر است آن را بشنوید، معنیاش را بفهمید، تلفظش را تمرین کنید و بعد خودتان در یک جمله از آن استفاده کنید.
در این حالت یک فعالیت ساده همزمان چند مهارت را درگیر میکند.
۱. Listening؛ گوش خود را با زبان آشنا کنید
برای یک زبانآموز مبتدی، شنیدن زبان در ابتدا ممکن است حتی از صحبت کردن هم دشوارتر باشد.
دلیلش این است که زبان واقعی همیشه شبیه جملههایی نیست که در کتابهای آموزشی میبینید. سرعت صحبت کردن، اتصال کلمات، تلفظ، لهجه و تفاوت بین شکل نوشتاری و گفتاری میتواند درک زبان را سخت کند.
به همین دلیل بهتر است Listening از همان ابتدای یادگیری وارد برنامه شود.
اما منظور از Listening این نیست که یک پادکست سخت را پخش کنید و نیم ساعت بدون اینکه چیزی بفهمید به آن گوش دهید.
محتوای شنیداری باید متناسب با سطح شما باشد.
در سطح ابتدایی میتوانید با:
- دیالوگهای کوتاه
- جملات روزمره
- فایلهای آموزشی سطحبندیشده
- ویدئوهای کوتاه با زبان ساده
شروع کنید.
هدف اولیه این نیست که تکتک کلمات را متوجه شوید. هدف این است که گوش شما به ریتم و صدای زبان عادت کند و ارتباط بین صدا، کلمه و معنی بهتدریج شکل بگیرد.
۲. واژگان را جدا از جمله یاد نگیرید
یکی از اشتباهات رایج این است که زبانآموز فهرستی از کلمات تهیه میکند و تلاش میکند هر روز تعداد مشخصی لغت حفظ کند. ممکن است این روش تعداد کلمات شناختهشده شما را زیاد کند، اما شناختن یک کلمه با توانایی استفاده از آن یکی نیست.
فرض کنید کلمهای را میدانید، اما وقتی کسی آن را در یک مکالمه سریع به کار میبرد متوجه نمیشوید یا هنگام صحبت کردن نمیتوانید آن را به یاد بیاورید.
به همین دلیل بهتر است واژگان را تا حد امکان در عبارت و جمله یاد بگیرید.
مثلاً به جای اینکه فقط کلمه decision را حفظ کنید، عبارتهایی مانند:
- make a decision
- a difficult decision
را در یک موقعیت واقعی ببینید و بشنوید.
این کار باعث میشود واژه فقط به یک ترجمه فارسی در ذهن شما تبدیل نشود و کاربرد آن را هم یاد بگیرید.
۳. گرامر را یاد بگیرید، اما منتظر کامل شدن آن نمانید
گرامر مهم است، اما یکی از اشتباهات رایج در یادگیری زبان این است که زبانآموز تصور میکند:
اول باید گرامر را کامل یاد بگیرم، بعد میتوانم صحبت کنم.
این اتفاق معمولاً باعث میشود زبانآموز مدت زیادی در مرحله مطالعه باقی بماند.
گرامر قرار نیست هدف نهایی یادگیری زبان باشد. گرامر ابزاری است که به شما کمک میکند منظور خود را دقیقتر بیان کنید.
بنابراین بهتر است گرامر را در متن و همراه با استفاده واقعی از زبان یاد بگیرید.
مثلاً اگر در حال یادگیری زمان گذشته هستید، فقط فرمول آن را حفظ نکنید. چند جمله درباره اتفاقات روز گذشته خودتان بسازید و آنها را با صدای بلند بیان کنید.
در این حالت گرامر از یک قانون تئوری به ابزاری برای ارتباط تبدیل میشود.
اول گرامر بخوانیم یا لغت؟🤔
لازم نیست یکی را انتخاب کنید.
واژگان به شما مواد اولیه برای ساختن جمله میدهند و گرامر کمک میکند این مواد را درست کنار هم قرار دهید.
بهتر است این دو در کنار هم پیش بروند.
۴. Speaking را از همان ابتدای مسیر شروع کنید
اگر هدف شما استفاده واقعی از زبان است، صحبت کردن نباید به آخر مسیر موکول شود.
البته یک زبانآموز مبتدی نمیتواند از روز اول درباره موضوعات پیچیده صحبت کند؛ اما میتواند از همان ابتدا از زبان استفاده کند.
مثلاً معرفی خودتان، گفتن شهری که در آن زندگی میکنید، صحبت درباره علایق یا توضیح دادن برنامه روزانه.
ممکن است این جملات ساده باشند، اما همین استفاده ساده از زبان مهم است.
با پیشرفت سطح، جملهها پیچیدهتر میشوند و موضوعات گستردهتری وارد مکالمه میشوند.
نکته مهم این است که Speaking فقط آزمون دانستههای شما نیست؛ خودش بخشی از فرایند یادگیری است.
وقتی صحبت میکنید، متوجه میشوید کدام کلمات را نمیدانید، کدام ساختارها برایتان دشوار هستند و در چه قسمتهایی مکث میکنید.
یکی از بدترین اشتباهات، به تعویق انداختن صحبت کردن به خاطر خجالت یا ترس از مکالمه است.
۵. Reading را با محتوایی شروع کنید که واقعاً میتوانید بفهمید
Reading فقط برای افزایش دایره لغات نیست.
خواندن به شما کمک میکند ساختار جملهها، کاربرد واژهها و نحوه بیان ایدهها را در زبان مقصد ببینید.
همچنین با دیدن به ماندگاری کلمات در حافظه تصویری تان کمک میکنید.
اما اگر سطح شما پایین است، شروع کردن با یک مقاله تخصصی یا رمان دشوار احتمالاً تجربه خوبی به شما نمی دهد.
محتوا باید کمی بالاتر از سطح فعلی شما باشد؛ نه آنقدر ساده که هیچ چیز جدیدی یاد نگیرید و نه آنقدر دشوار که مجبور شوید هر چند کلمه یک بار سراغ فرهنگ لغت بروید.
برای شروع میتوانید از:
- داستانهای کوتاه سطحبندیشده
- متنهای آموزشی
- اخبار سادهشده
- پستها و متنهای کوتاه متناسب با سطح خود
استفاده کنید.
۶. Writing؛ مهارتی که معمولاً دیرتر به تمرکز جدی نیاز پیدا میکند
Writing برای همه زبانآموزان از روز اول اولویت یکسانی ندارد.
اگر هدف شما مکالمه روزمره است، احتمالاً در مراحل ابتدایی نیاز بیشتری به Listening و Speaking خواهید داشت.
اما اگر هدف شما آزمون، دانشگاه، کار یا نوشتن حرفهای به زبان مقصد است، Writing اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند.
در هر صورت، نوشتن کوتاه را میتوانید از سطح پایین شروع کنید.
مثلاً:
- معرفی خودتان
- نوشتن برنامه روزانه
- توضیح یک تجربه
- نوشتن نظر درباره یک موضوع ساده
بعد از آن میتوانید بهتدریج سراغ متنهای طولانیتر و ساختارهای پیچیدهتر بروید.
پس بالاخره اول کدام مهارت را یاد بگیریم؟
اگر بخواهیم تمام بحث را ساده کنیم:
در شروع، Listening و واژگان کاربردی باید پایه مهمی از یادگیری شما باشند؛ اما Speaking را به تعویق نیندازید. گرامر را هم در کنار استفاده واقعی از زبان یاد بگیرید و Reading و Writing را متناسب با سطح و هدف خود توسعه دهید.
تجربه مدرسهای زبان هایتاکی:
یکی از الگوهایی که در کلاسهای زبان بارها با آن مواجه میشویم،
تفاوت بین «دانستن» و «توانستنِ استفاده از زبان» است.
یکی از بدترین اشتباهات، به تعویق انداختن Speaking به خاطر خجالت یا ترس از اشتباه است.
خیلی از زبان آموزها از صحبت کردن طفره می روند با وجود اینکه دانسته های زیادی هم دارند.
دیر صحبت کردن باعث طولانی تر شدن پیشرفت در یادگیری زبان می شود.
ترتیب یادگیری مهارتها در سطوح مختلف زبان
اگر بخواهیم تفاوت اولویتها را در هر سطح خیلی خلاصه ببینیم، میتوانیم اینطور جمعبندی کنیم:
| سطح | تمرکز اصلی | مهارتهای همراه |
|---|---|---|
| A1 | واژگان، عبارتهای روزمره و Listening ساده | تلفظ، جملهسازی و Speaking پایه |
| A2 | Speaking و درک گفتار روزمره | گرامر کاربردی، واژگان، Reading و Writing ساده |
| B1 | مکالمه و Listening با تمرکز بیشتر | واژگان موضوعی، گرامر دقیقتر، Reading و Writing |
| B2 | دقت، سرعت و انعطاف در استفاده از زبان | درک لهجهها، بیان نظر و صحبت درباره موضوعات پیچیده |
با بالا رفتن سطح زبان، چیزی که نیاز دارید تغییر میکند.
سطح A1؛ ساختن پایه
در این مرحله بهتر است تمرکز اصلی روی:
- واژگان و عبارتهای روزمره
- تلفظ
- Listening ساده
- جملهسازی
- Speaking بسیار ساده
قرار نیست در این مرحله درباره موضوعات پیچیده صحبت کنید. هدف، ساختن یک پایه قابل استفاده است.
سطح A2؛ استفاده بیشتر از زبان
در A2 میتوانید زمان بیشتری را به مکالمه و درک گفتار اختصاص دهید.
در کنار آن:
- مکالمه بیشتر
- گرامر کاربردی
- واژگان بیشتر
- Reading کوتاه
- Writing ساده
را ادامه دهید.
در این مرحله یکی از مهمترین تغییرات این است که زبان از حالت «مطالعه» کمکم به سمت «استفاده» حرکت کند.
سطح B1؛ عبور از جملههای حفظشده
در B1 معمولاً زبانآموز میتواند درباره موضوعات آشنا صحبت کند، اما ممکن است در بیان آزادانه نظر یا توضیح دادن یک موضوع طولانیتر دچار مشکل شود.
همزمان باید روی:
- تمرین Speaking و Listening با جدیت بیشتر
- واژگان موضوعی
- گرامر دقیقتر
- Reading
- Writing
سطح B2 و بالاتر؛ دقت و انعطاف
در سطوح بالاتر، مسئله دیگر فقط «بلد بودن» نیست.
ممکن است زبانآموز تعداد زیادی واژه و ساختار بداند، اما هنوز در:
- سرعت پاسخ دادن
- انتخاب واژه مناسب
- درک لهجهها
- بیان دقیق نظر
- صحبت کردن درباره موضوعات پیچیده
مشکل داشته باشد.
در این مرحله برنامه باید بیشتر بر اساس هدف و ضعف شخصی زبانآموز تنظیم شود.
اگر فقط روزی ۳۰ دقیقه برای یادگیری زبان وقت دارید چه کار کنید؟
نداشتن زمان زیاد به معنی بی خیال یادگیری شدن نیست.
اگر روزانه فقط ۳۰ دقیقه وقت دارید، به جای اینکه هر روز فقط یک مهارت را تمرین کنید، میتوانید زمان خود را بین چند فعالیت مرتبط تقسیم کنید.
مثلاً:
۱۰ دقیقه Listening
یک فایل یا ویدئوی متناسب با سطح خود گوش دهید.
۱۰ دقیقه Vocabulary + Sentence Building
چند عبارت کاربردی را یاد بگیرید و با آنها جمله بسازید.
۱۰ دقیقه Speaking
با استفاده از همان عبارتها درباره یک موضوع ساده صحبت کنید.
به این ترتیب همان چیزی که شنیدهاید، وارد واژگان شما میشود و بعد در Speaking استفاده میشود.
این مدل از حفظ کردن جداگانه مهارتها، یک مزیت مهم دارد: بین بخشهای مختلف یادگیری ارتباط ایجاد میکند.
اگر هدف شما مکالمه است، ترتیب یادگیری چه تغییری میکند؟
اگر هدف اصلی شما این است که بتوانید در موقعیتهای واقعی صحبت کنید، باید Speaking را در برنامه خود جدیتر کنید.
در این حالت میتوانید اولویت را بیشتر روی این چرخه بگذارید:
Listening → عبارتهای کاربردی → Speaking → اصلاح اشتباهات → تکرار
مثلاً یک موضوع مثل «معرفی خودم» را انتخاب کنید.
ابتدا چند عبارت مرتبط بشنوید، سپس آنها را یاد بگیرید و بعد درباره خودتان صحبت کنید.
در مرحله بعد، اشتباهات و نقاط ضعف خود را پیدا کنید و دوباره همان موضوع را با اصلاحات انجام دهید.
این چرخه معمولاً از حفظ کردن تعداد زیادی لغت بدون استفاده، کاربردیتر است.
اگر برای IELTS یا یک آزمون زبان آماده میشوید چه؟
در این حالت نمیتوان همان ترتیب عمومی را بدون تغییر اجرا کرد.
چون آزمون از شما مجموعه مشخصی از مهارتها را در قالبهای مشخص میخواهد.
بنابراین علاوه بر تقویت زبان عمومی، باید با:
- ساختار آزمون
- نوع سؤالات
- مدیریت زمان
- تکنیکهای پاسخگویی
- معیارهای ارزیابی
آشنا شوید.
به همین دلیل اگر هدف شما یک آزمون مشخص است، بهتر است برنامه یادگیری بر اساس سطح فعلی + نمره هدف + زمان باقیمانده تنظیم شود.
از کجا بفهمیم روی کدام مهارت باید بیشتر کار کنیم؟
یکی از سادهترین راهها این است که فقط از خودتان نپرسید:
«در چه مهارتی ضعیف هستم؟»
بلکه ببینید کجا نمیتوانید دانستههای خود را در عمل استفاده کنید.
مثلاً ممکن است:
- متن را خوب بخوانید اما هنگام شنیدن همان زبان مشکل داشته باشید.
- گرامر را در تستها درست جواب دهید اما هنگام صحبت کردن نتوانید از آن استفاده کنید.
- واژگان زیادی بدانید اما مکالمهتان پر از مکث باشد.
- صحبت کنید اما نتوانید منظور خود را با دقت کافی بیان کنید.
هر کدام از این وضعیتها به یک برنامه متفاوت نیاز دارند.
به همین دلیل، یک نسخه واحد برای همه زبانآموزان وجود ندارد.
برای بررسی دقیقتر اینکه آیا واقعاً در یادگیری زبان پیشرفت کردهاید یا نه، میتوانید نشانههای پیشرفت خود را هم بررسی کنید.
آیا یادگیری با مدرس میتواند ترتیب مهارتها را بهتر مشخص کند؟
گاهی مشکل اصلی زبانآموز این نیست که منابع کافی ندارد؛ بلکه نمیداند
الان دقیقاً باید روی چه چیزی کار کند.
ممکن است ساعتها گرامر بخوانید، در حالی که مشکل اصلی شما Listening باشد.
یا تعداد زیادی لغت حفظ کنید، در حالی که نیاز اصلیتان تمرین Speaking و استفاده فعال از همان واژههاست.
یک مدرس میتواند با بررسی سطح و هدف شما کمک کند مشخص شود:
- کدام مهارت در حال حاضر اولویت بیشتری دارد؛
- چه اشتباهاتی مرتب تکرار میکنید؛
- چه نوع تمرینی برای شما مناسبتر است؛
- و در مرحله بعد باید چه چیزی را تغییر دهید.
بهخصوص اگر چند بار شروع کردهاید و هر بار بعد از مدتی برنامه یادگیریتان رها شده،
داشتن یک مسیر مشخص میتواند کمک کند زمان و انرژی خود را هدفمندتر خرج کنید.
در هایتاکی می توانید بر اساس زبان، سطح و هدف خود مدرس انتخاب کنید
و مسیر یادگیری را با کمک یک مدرس با خیال راحت پیش ببرید.
جمعبندی
بهترین ترتیب یادگیری مهارتهای زبان، یک فهرست ثابت و یکسان برای همه نیست.
اگر از پایه شروع میکنید، بهتر است از همان ابتدا Listening، واژگان کاربردی، گرامر و Speaking را در برنامه داشته باشید و Reading و Writing را نیز بهتدریج توسعه دهید.
با بالا رفتن سطح، اولویتها باید بر اساس هدف شما تغییر کنند.
اگر با وجود مطالعه مداوم هنوز احساس میکنید پیشرفتتان کند است، شاید بد نباشد روش فعلی یادگیری زبانتان را دوباره بررسی کنید.
در هایتاکی میتوانید بر اساس زبان، سطح و هدف خود مدرس مناسب انتخاب کنید و مسیر یادگیری را با کمک یک مدرس پیش ببرید.
برای یادگیری سریعتر از هرکدام شروع کنید👇
محمد صدیق زرنگه
1,771 کلاس موفق
شروع از 570,000 تومان
آرش نوروزی
323 کلاس موفق
شروع از 380,000 تومان
پویا میرزایی
593 کلاس موفق
شروع از 210,000 تومان
یلدا قادری
421 کلاس موفق
شروع از 285,000 تومان
یاسمن تقدس
376 کلاس موفق
شروع از 460,000 تومان
شقایق رستمی پور
2,132 کلاس موفق
شروع از 280,000 تومان
الهه بیکی
1,400 کلاس موفق
شروع از 330,000 تومان
هلیا نجفی راد
849 کلاس موفق
شروع از 370,000 تومان
اسما مهرابی
658 کلاس موفق
شروع از 320,000 تومان
سارا قاسمی
443 کلاس موفق
شروع از 330,000 تومان